توضیحات برنامه
روز اول
- ساعتی پس از بار زدن دوچرخهها پشت وانت و حرکت به طرف رودسر، در مسیر یکی از خودروها پنچر شد و بهدلیل این تاخیر، حدود ساعت ۹ صبح پس از پارک خودروها، سوار مینیبوس شدیم تا از طریق کلاچای به سمت جنگل برویم.
- هدف ابتدایی این بود که از دو راهی اشکورات و داماش رکابزنی آغاز کنیم، اما با توجه به تاخیر، تصمیم گرفتیم مقداری بالاتر برویم تا از زمان عقب نمانیم.
- تقریباً ساعت ۱۱ بود که رکابزنی را پس از روستای گره گوابر آغاز کردیم و تا ساعت ۱۲:۳۰ به سد شوک رسیدیم تا ناهار بخوریم.
- در این نقطه متوجه شدیم زنجیر یکی از دوچرخهها پاره شده است و به تعمیر احتیاج دارد. با اینکه زمان در حال گذر بود، پس از صرف ناهار تیمی برای تعمیر دوچرخهها اقدام کرد. متأسفانه زنجیر هر چند صد متر دوباره باز میشد و تیم را عقب میگرفت. با افزودن یک قفل به زنجیر، مشکل تا حدی کاهش یافت.
- مسیر تا این نقطه ترکیبی از مه در جنگل و کمی آفتاب در دشتها بود. پس از عبور از سد شوک و هلو بین دره به دشتها رسیدیم. ابتدای مسیر به دلیل وجود معدن، شلوغی نسبتاً بیشتری داشت.
- پس از معدن، مسیر خلوتتر شد و بافت جاده خشکتر شد و درختان با فاصله کمتر از پیش قرار داشتند. مقصد بعدی برای استراحت روستای کمِای (کجید) بود. تا اینجا شیب نسبتاً معمولی بود و جاده ترکیبی از آسفالت و خاکی بود.
- در تقاطع و مسیر اربوداردشت، یک چشمه وجود دارد که برای استراحت و نماز توقف کردیم. ساعت ۳:۳۰ حرکت را آغاز کردیم و از اینجا بهطور فرعی وارد مسیر خاکی با شیب بسیار زیاد شدیم؛ برخی از دوستان دوچرخه را در حمل میکردند.
- به دلیل فاصله تیمها و با توجه به محدودیت زمان و توان افراد، تصمیم گرفتیم جلودار تیم را پیش از تاریکی به اربوداردشت و خانه برساند و تیم عقبتر آرامتر مسیر را ادامه دهد. در این بخش روستاهای کوچکی وجود داشتند و مردم با درختان فندقشان فندق به سمت ما میآوردند و با آنها گفتوگو میکردیم. در کنار آن دریای ابر و غروب آفتاب آرامش مسیر را دوچندان کرده بود.
- تا ساعت ۱۹ تیم دوم هم به بالا رسید. پس از استراحت کوتاه، دوش گرفتیم و برای آمادهسازی جوجهکباب به خانه رفتیم و ساعت ۲۳ به خواب رفتیم.
روز دوم
- ساعت ۶ صبح تیم بیدار شد و پس از جمعآوری وسایل، تعمیرات و سرویس دوچرخهها را انجام داد. با توجه به شیب مسیر و سرپایینی، لازم بود ترمز همه اعضا بررسی شود؛ مشخص شد یکی از دوستان ترمز عقب دوچرخهاش کار نمیکند. تصمیم گرفتیم او با وانت پشتیبانی بیاید تا خطرات مسیر کاهش یابد. باقی اعضا وارد دشت شدند و حرکت را آغاز کردند.
- ابتدای مسیر سمت املش ترکیبی از شیب پایین و بالا است و پس از حدود ۵ کیلومتر، مسیر به شیب دائمی پایین میرسد. جاده عریض و کوبیدهشده است و در عبور از چالهها باید دقت کرد. به آرامی از دشت وارد جنگل شدیم و پس از عبور از مزایای مهدود گرفتهبهدشت، زیبایی مسیر دوچندان شد، هرچند عبور ماشینها نیازمند دقت بیشتر بود.
- در یکی از قسمتها، به دلیل بیدقتی در طول سرپایی و فیلمبرداری، یکی از دوستان در چالهای افتاد و دچار حادثه شد. او سوار وانت شد تا به شهر برود و مابقی تیم با دوچرخه به مسیر خود ادامه دادند تا در ساعت ۱۱ به روستای بلوردکان رسیدیم.
- از این نقطه جاده آسفالته و سرپایینی با شیب ملایم شد، اما حضور خودروها ما را همچنان به دقت بیشتر واداشت تا در یک خط رکاب بزنیم. تا املش تقریباً یک ساعت و از املش تا رودسر هم یک ساعت دیگر باقی بود و در نهایت تیم ساعت ۱۵ به پارکینگ رسید و پس از صرف ناهار، از جاده چالوس به سمت تهران حرکت کردیم.
نتیجهگیری و نقاط کلیدی
- نکات ایمنی: بررسی ترمزها و فواصل بین دوچرخهها در قسمتهای شیبدار و فرعی ضروری است. همراه داشتن وانت پشتیبانی برای مواقع اورژانسی توصیه میشود.
- نگهداری تجهیزات: تعمیرات زنجیر با استفاده از قفل یا نگهدارندههای مناسب تا حد زیادی از توقفهای طولانی جلوگیری میکند.
- ترکیب مسیر: ترکیب جادههای آسفالته، خاکی و مسیرهای جنگلی نیازمند آمادگی برای تغییرات ناگهانی سطح جاده و فشار بر روی تیم است.
- ارتباط با محلیها: وجود چشمهها و روستاهای کوچک در مسیر، فرصتهایی برای استراحت و تهیه نوشیدنی و صحبت با مردم محلی فراهم میکند.
- زمانبندی: با وجود مشکلات فنی و تاخیر در ابتدای مسیر، توانستیم با تقسیم کار و هدایت تیم به سمت نقاط امن، به مسیر ادامه دهیم و در نهایت به مقصد رسیدیم.