بخش پنجم: توضیحات برنامه
روز اول:
ساعت 00:00 قرار بود حرکت کنیم، اما طبق معمول، تأخیر در سفرهای گروهی اجتنابناپذیر است. اتوبوس راس ساعت آمد اما تا ساعت 12:20 هنوز موفق به حرکت نشده بودیم. با کمی صبر و تحمل، در ساعت12:30 به دلیل تأخیر دو نفر از اعضای گروه، بالاخره سفر خود را آغاز کردیم.برنامه با معارفهای که حدود 20 دقیقه طول کشید، شروع شد. بعد از آن با یک بازی پانتومیم همه را سرگرم کردیم تا کمی از خستگی تأخیرها کاسته شود. در ساعت 1:08 ، ماشین بعد از یک توقف کوتاه به راه افتاد و بعد از حدود نیم ساعت بازی ، دوباره به راه افتادیم. با اینکه قصد خوابیدن داشتیم، اما ترجیح دادیم از این مدت زمان اندک کنار هم بودن، از لذت گوش سپردن به آهنگاستقبال کنیم. در ساعت 2:00 ، در مسیر با یک مه زیبا روبرو شدیم که هوا را خنک و مطبوع کرده بود. از آزادراه تهران – شمال عبور کردیم و خنکای مه روی صورتهایمان حس لذتبخشی ایجاد کرد. در ساعت 2:22 همچنان در مسیر بودیم و همه از این هوای دلانگیز لذت میبردیم! ترافیک باعث شده بود که سرعت ماشین کمتر بشود و بیشتر بتوانیم از این فضای مه آلود لذت ببریم
ساعت 3:45 برای یک توقف کوتاه جهت استفاده از سرویس بهداشتی ایستادیم. پس از آن، در ساعت 5:36 به مقصد رسیدیم. در اتوبوس کمی چرت زدیم و در ساعت 6:20 دوباره راه افتادیم تا به محلی برای صرف صبحانه برویم. در ساعت 6:38 در حال باز کردن وسایل صبحانه بودیم. قرار بر اين بود كه با وسايلهايی که هرکداممان پیش از برنامه هماهنگی آوردنش را انجام داده بودیم، صبحانه را در روستا
درست کرده و بخوریم. ولی در نهایت، در ساعت 6:40 داخل منزل یکی از محلیان روستای نارنج بن صبحانه را میل کردیم و تا ساعت 7:30 صبحانه طول کشید. ف ردی که در منزل ایشان صبحانه را میل کردیم، در تمام طول مسیر به عنوان لیدر محلی، همراهمان بود.
در ساعت 7:30 شروع به آماده شدن برای پیمایش به سمت تنگه کردیم. مسیر شروع، آسان بود و رفته رفته سخت شد
ساعت 8:58 یک سوم مسیر را طی کرده بودیم.در ساعت 9:26 برای یک استراحت کوتاه ایستادیم و بچهها خوراکیهایشان را خوردند. از ساعت 9:40 مسیر تقریباً سختتر شد و عبور از آب تا زانو نیاز به کمی تحمل و تلاش داشت.در ساعت حدود 10 ، به آبشار اول رسیده بودیم و برای رد کردن این آبشار، نیاز بود از سنگهایی که غالبا سُر و گِلی بودند، بالا برویم.
در ساعت 10:53 به آبشار دوم رسیده بودیم که عبور از این آبشار دیگر غیر ممکن بود. مسیر بازگشت را
آغاز کردیم و در ساعت 11:50 و سپس در ساعت 12:45 دو استراحت کوتاه 4 – 5 دقیقهای در مسیر داشتیم. نهایتاً در ساعت 13:20 به محلی که ماشین پارک شده بود، رسیدیم و بچهها لباسهای خیس خود را عوض کردند. این کار تا ساعت 14:00 طول کشید. سپس وسایل مورد نیاز برای کمپ را برداشتیم و باقی وسایل را در ماشین گذاشتیم . در ساعت 14:10 به سمت دریاچه ارواح راه افتادیم و در ساعت 14:35 به محلی که قرار بود ناهار بخوریم، رسیدیم. چوب و سنگ جمع کردیم، چای آماده کردیم و کبابها را به سیخ کشیدیم. ناهار خوردن و استراحت تا ساعت 16:30 طول کشید
در ساعت 16:40 به سمت در یاچه رفت یم، اما بازدی د از در یاچه در این زمان، به علت خوردن به تار ی کی، کنسل شد و برای فردا صبح گذاشته شد. بعد از آن در ساعت 17:01 به استخ رگاهی رفتیم، بطریهای آب را پر کردیم و در ساعت 17:41 برای استراحت
10 دقیقهای نشستیم. بچهها در این دورهم نشینی، از تجربیات قبلیشان گفتند و با وجود خستگی، مسیر
را به سمت محل کمپ ادامه دادیم. پیشبینی میشد حدود 30 دقیقه دیگر به مقصد برسیم . حول و حوش ساعت 18:30 به محل کمپ رسیدیم و در این زمان به سرعت مشغول جمع آوری هیزم و کنده برای آتش شدیم، چرا که اگر این کار را به سرعت انجام نمیدادیم، به تاریکی هوا میخوردیم و عملا جمع آوری هیزم، غیر ممکن میشد. این کار، به همکاری همه اعضای گروه نیاز داشت تا در سریع ترین زمان ممکن، بیشترین هیزم ها جمع آوری شود. بعد از جمع آوری هیزم، چادرها را برپا کردیم.
ساعت 20:00 شروع به درست کردن غذا کردیم و تا ساعت 20:50 غذای شام را خوردیم. سپس بازی کردیم و برای اینکه آتش تا صبح روشن بماند، شیفت بندی انجام دادیم. به این صورت که در هر ساعت، یک الی دو نفر از بچهها برای روشن نگه داشتن آتش بیدار میشدند، و آتش نگه دار میشدند.
روز دوم :
صبحانه را ساعت 7 خوردیم. طبق برنامه، قرار بود ساعت 7:15 حرکت کنیم، اما به دلیل اینکه بچهها دیر صبحانهشان را تمام کردند، در ساعت 7:40 حرکت کردیم. در ساعت 8:16 به دریاچه ارواح رسیدیم و تا ساعت 8:30 لب دریاچه بودیم
در ساعت 9:12 به محل کمپ برگشتیم و تا ساعت 9:55 ، چادرها را جمع کردیم و آماده رفتن شدیم. تقریباً به زمانبندیها خوب رسیدیم و در ساعت 10:00 به سمت مقصد بعدی حرکت کردیم. در ساعت 10:52 برای استراحت 5 دقیقهای توقف کردیم. ساعت 12:00 به روستا رسیدیم و سوار ماشین شده و به سمت دریا راه افتادیم و در ساعت 13:00 شروع به درست کردن غذا کردیم . درست کردن غذا در کنار دریا با چالشهایی رو به رو شد، مثلا، ظرفی که خریداری کرده بودیم به اندازه کافی گرما را منتقل نمیکرد و درست کردن غذا را سخت کرده بود! اما نتیجه، عالی شد!
در نهایت، در ساعت 15:15 سوار اتوبوس شدیم تا به سمت تهران برگردیم. در مسیر یک توقف کوتاه داشتیم و در اتوبوس بازی کردیم. در انتها یک جلسه انتقادات و پیشنهادات برگزار کردیم تا نقاط ضعف و قوت این سفر را بررسی کنیم . مسیر بازگشت، مه آلود و بسیار لطیف بود و خستگی را از بین میبرد. در نهایت در ساعت 20:30 به تهران رسیدیم و خاطره این سفر، به یاد ماندنی شد.