توضیحات برنامه
بعد از تلاشهای سرپرست برای هماهنگی مینیبوس، بالاخره برنامه بعد از یک هفته تأخیر برگزار شد و 00:30 بامداد 5 شنبه کنار درب ولیعصر جمع شدیم. تا ماشین بیاد برای اینکه سرگرم بشیم و موتورهامون راه بیفته، یک گوشه که نه 🙂 تقریباً یک جایی همون وسطا زیرانداز پهن کردیم و مشغول بازی شدیم؛ ولی دقایق کوتاهی نگذشت که سروصدای بچهها، ما رو به گوشهای کشید تا مزاحمتی برای کسی ایجاد نشه. حدود 40 دقیقهای گذشته بود که از افقهای دور چراغ آبی مینیبوس رویاییمون رویت شد.
تو مسیر کلی بازی کردیم و ساعتهای به یادموندنی رو کنار هم گذروندیم، خوبی این قسمت از ماجرا این بود که شاید عده کمی اسم همدیگه رو نمیدونستیم ولی با القابی که طی 2 مرحله باخت توی بازی داده شده بود، میشد یک جوری کارو جمع کرد. 6 ساعتی راهی بودیم و در این حین از جاده چالوس هم به قدر کافی بهره بردیم که لازم به ذکره طبق قرارداد نوشته یا نانوشته، سفر به خطه زیبای شمال بدون ترافیک نمیچسبه اصلاً.
حدود ساعت 7 صبح بود که به تنگه دار رسیدیم. توی این سفر با تصمیم بچهها و پشتیبانی قوی سرپرست، قرار بر این شد که صبحانه و ناهار دسته جمعی تهیه و خورده بشه. به محض رسیدن از آنجاییکه همه گرسنه بودیم بساط صبحانه سریعاً برپا شد و جاتون خالی یک ترکیب بهشتی از سوسیس پنیری، تخم مرغ، رب و ادویههایی که چشایی بصیرت میخواست، درست شد و با نونهایی که داشت کم میومد ولی نیومد بر بدن زدیم و خوشحال از یک سیری نسبتاً خوب برای چند ساعتی پیمایش داخل آب آماده شدیم.
پیمایش رو از ساعت 8:15 آغاز کردیم. ابتدای ورود عکس دسته جمعی رو هم گرفتیم تا در خاطرات ثبت کنیم. از همان اول مسیر، این تنگه به طور غیر قابل باوری زیبا و رویایی و پر از جلوه های بصری بود و از آنجایی که تقریباً جزو اولین گروههایی بودیم که وارد تنگه شدیم، زلالی و تمیزی آب، لذت پیمایش و زیبایی اینجا را در ادامه مسیر دو چندان کرد. ابتدای مسیر عمق زیاد نبود و نهایت تا زانو در آب بودیم اما رفتهرفته دیوارههای تنگه به هم نزدیکتر شد و آب حداقل تا بالای سینه رسید؛ حتی در اواخر مسیر در قسمتی از تنگه عمق آب به بیش از 5 متر میرسید که برای عبور راحتتر از این بخش طنابی به دیواره های تنگه متصل شده بود. قطعاً نوشتن حس و حالی که داشتیم قابلتوصیف نیست؛ حتماً باید آببازی و هیجان پرش از تختهسنگها و پیمایش در این آب خنک رو خودتون تجربه و لمس کنید.
بعد از حدود 5 ساعتی که در تنگه بودیم به مینیبوس برگشتیم و با خستگی به انتظار یک ناهار خوشمزه نشستيم و راهی شدیم. با توجه به آفتاب شدیدی که آب و هوای نوشهر رو مثل کویر مصر کرده بود، تصمیم گرفتیم در مسیر برگشت، توی جاده چالوس یک جای خنک و راحت پیدا کنیم و بساط ناهار رو برپا کنیم. اما به یه چالش غیر منتظره برخوردیم. اونم این بود که جاده چالوس بسته شده بود و ما باید کلییی مسیرمون رو دور میکردیم و از جاده هراز برمیگشتیم. ناچارا تسلیم این وضعیت شدیم و به سمت جاده هراز راه افتادیم. و کمی بعدتر بین راه برای صرف ناهار ایستادیم. یکی از بهترین جاهای این سفر دورهم بودن و کمک بچهها برای تهیه غذا بود. برای ناهار هم بهترین شنیسل دنیا که به کمک سرپرست و دیگر دوستان تهیه شده بود رو خوردیم همراه با نوشابه های داغ، لب جاده و زیر آسمون خدا. هر جور که بود، حسابی چسبید.
ساعت نزدیکای 6 عصر بود که بعد از ناهار برای ادامه مسیر سوار مینی بوس شدیم. قرار بود طرفای 11 شب تهران باشیم اما دست بر قضا این شد که با سرعت طوفانی مینیبوس رویایی (تاکید میکنم مینی بوس رویایی ) و ترافیک، دیرتر از انتظار برسیم. توی مسیر برگشت هم تا حدی که توان بود بازی کردیم ولی دیگه آخراش همگی از خستگی بیهوش شده بودیم.حدودا ساعت 3.30 صبح بود که سر خیابون رشت از هم خداحافظی کردیم و این برنامه با خاطرات خوبی که در ذهن همه ثبت کرد به پایان رسید.
چند نصیحت برای سرپرست عزیزی که میخواد این برنامه رو اجرا کنه:
اول اینکه حتما مطمئن بشه اعضای تیم توانایی شنا کردن رو داشته باشن.
دوم اینکه حتما درای بگ همراه خودشون داشته باشن و داخل اون کلی خوراکی های شور و قندی قرار بدن. علاوه بر اونها کیت امداد هم قرار داده بشه. چرا که با توجه به ماهیت مسیر که پر از سنگ هست احتمال آسیب دیدن یا خراش برداشتن نسبت به یک پیمایش عادی بیشتره
سوم اینکه حتما تاکید کنید همه اعضای تیم یا با کفش آب نوردی یا با کتونی وارد تنگه بشن. اصلا از صندل معمولی و یا کفش جوه استفاده نکنید. اگر یک نفر هم با صندل وارد تنگه بشه بعضی جاها بخاطر فشار زیاد آب به احتمال زیاد صندل از پاش درمیره و شما بخاطر یه نفر مجبوری کل تیم رو برگردونی. کفش کوه هم بپوشن، بخاطر کف کفش امکان سر خوردن و آسیب دیدن خیلی میره بالا.
چهارم: حتما صبحانه مفصلی نوش جان بشه و بابت زمان صرف کردن صبحانه دست و دل باز باشید. چرا که شما حدودا 5 الی 6 ساعت داخل آب خواهید بود و انرژی زیادی از دست میدین و اگر با دل سیر وارد تنگه نشید احتمال سرگیجه گرفتن و یا از حال رفتن برای اعضای تیم بالاتر خواهد بود.