سفر زمستونیمون به یکی از سردترین شهرهای ایران را دوازده نفری جمعه 29 بهمن 1401 ساعت 5:15 صبح از ترمینال غرب شروع کردیم.

شرایط برف و یخ و سرمای 10- تو خیابونای همدان جوری بود که تو سر هیچ جانداری می زدی (بعد سه هفته برف) نمیومد
اونجا شهرگردی.

ساعت 9:30 رسیدیم به همدان و با تاکسی های ترمینال رنگی پنگی و کوله به دوش، رفتیم باالاسر باباطاهر، دیدیم اونم لباس گرم پوشیده نشسته.

گنبد علویان رو دیدیم و تپه هگمتانه و آغوش پر مهر چندهزار ساله یک زن و مرد اشکانی همدانی و کلیسای استپانوس و بوعلی و خیابونا ی شهر.

موزه هگمتانه

ناهار کباب سر داشی (روی سنگ پخته میشه) که یک غذای محلی همدان است را از زیر سنگ پیدا کردیم (رستوران کوثر، البته میگفتن
رستوران پاطاق کنار پارک مردم بهتره ولی نیاز به ماشین گرفتن داشت) و بعد گازشو گرفتیم به سمت گنجنامه.

ساعت 16 تجهیز کردیم و 16:20عازم پناهگاه میدان میشان شدیم. پاکوب انقدر تردد شده بود که کفش یخ زده بود. مسیر تقریبا مشخص بود. حدود 500 متر افزایش ارتفاع داشتیم در حدود 5.2 کیلومتر پیمایش.

چندتا از بچه های تیم بعنوان برنامه ساده پلاس اومده بودن به قصد پناهگاه. برای همین سرعتمون خیلی آهسته اما پیوسته بود. شب داشت تو آسمون رنگ سیاه و ستاره میریخت که ساعت 18:40 رسیدیم به پناهگاه لوکسوری میدان میشان! با شوفاژ و غذا و پتو و تخت و تشک (دوتای آخر فقط برای خانم ها).

در ارتفاع حدود 2600 متری. از 18:40 تا 22 به استراحت و صحبت و سبک کردن کوله ها و خوردن غذا پرداختیم.

ساعت 22 درِخوابگاهی که تخت و تشک داشت برای خانم ها باز شد و ساعت 6 صبح ازمون گرفتنش. این قانون پناهگاه بود.

پناهگاه میدان میشان (ورق بزنید)

اگر صبح جمعه میرسیدیم حلیم خودشون پخته بودن به ما هم می رسید اما شنبه صبح فقط کنسرو و نیمرو داشتن. تو پناهگاه مواد غذایی دیگر مثل عدسی، لوبیا، املت، چای دمی و اقالم بقالی هم موجوده.

برای خوابیدن تو این پناهگاه با توجه به اینکه شوفاژ و پتو هست نیاز به کیسه خواب ندارید. بعنوان یک آقا میتوانید زیر
انداز هم همراهتون ببرید یا باز از پتو استفاده کنید. خانم ها هم که همینم نمیخوان!

نمای پناهگاه میدان میشان در مسیر صعود روز اول

صبح شنبه 29 بهمن، ساعت 6 از خواب بیدار شدیم و وسایل اضافه را به پناهگاه تحویل دادیم. ساعت 7:15 وقتی آفتاب پاشیده
بود رو برفا، صبحونه خورده و آماده شدیم و هشت نفری راه افتادیم به سمت قله الوند.

طلوع29 بهمن از پناهگاه

چهار نفر موندن که تو پناهگاه و اطرافش لش کنن. البته یکی از این بچه ها از ابتدا قرار بود به قله بیاد اما آسیب زانوش داشت عود میکرد پس تصمیم گرفتیم که نیاد. بازم پاکوب که بین
پناهگاه کلاغ لان و قله الوند مشترک بود و در حد پناهگاه پلنگچال تو روزای تعطیل صعود میشد، یخ زده بود و باید مراقب
گام هامون می بودیم. نیاز به یخ شکن و کرامپون نبود و همه بچه ها از این قسمت بدون مشکل عبور کردند. ساعت 8:30 رسیدیم
تخت نادر و صعود بهاره الوند را تجسم کردیم و دلمون رفت یه دشت سبببزززز، پر از گل و چننند تا چشمه و شبمانی زیر
سایه ی شیر سنگی الوند…
تخت نادر در بهار چند چشمه دارد و مکان بسیار دلبری برای شبمانی هست.

شیر سنگی نشسته بر قله

بعد از ده دقیقه استراحت و تشخیص مسیر از روی جی پی اس و بررسی میدانی، یال رو کشیدیم بالا.

برف چند روز آفتاب و باد شدید خورده بود و حسابی سفت شده بود و احتمال بهمن نداشت. پاکوب ها رو باد پوشونده بود اما گام برداری خیلی سخت نبود. هوا تو سه هفته اخیر بهترین هوای ممکن بود که ما بخاطر دستیابی بهش یک روز برنامه رو عقب انداخته بودیم.

الوند بادخیز بسیار آرام بود. اگر شرایط بهمنی بود مسیر دقیقا به این شکل طی نمیشد پس با تغییر شرایط باید تشخیص بدید که چه مسیری مناسب تراست. ساعت 10:55 رسیدیم به شیر سنگی که البته بیشتر شبیه یه سگ نشسته بود!

3350 متر. و به خاطر خطر دست به سنگ شدن و پایین اومدن تو یخ و برف برا ی اعضا ی تیم، از خیر دو متر آخر گذشتیم و با پاستیل قله و عکس، لحظه رو ثبت کردیم.

در اطراف با توجه به هوای عالی، قلل یخچال و کوبری از دور قابل تشخیص بودن که قله هایی بلندتر از الوند هستند. از روی الوند می شه به قله کلاغ لان یا پناهگاه کلاغ لان هم رفت و از اون طرف به سمت پناهگاه میدان میشان رهسپار شد.

نمای قله یخچال و قله کویری از قله الوند

مردی که روی قله دیدیم گفت: شما بودید دیروز تو میدون امام با لباس کوهنورد ی نشسته بودین؟

گفتیم: آره.

گفت: دیروز که دیدمتون با خودم گفتم “امروز نرم کوه میمیرم.” پاشده بود اومده بود الوند.

ساعت 11:05 بعد از استراحت و مصاحبت با دوستانی که از دیروز با دیدن ما هوس کوهنوردی کرده بودن، از مسیر اومده برگشتیم.
ساعت 13:40 به پناهگاه رسیدیم و بعد از تحویل گرفتن وسایلمون و کم کردن لباس های صعود و کوله چینی، ساعت 14:30 تله کابین گنجنامه را هم به عنوان یک جاذبه توریستی منطقه امتحان کردیم(بهای بلیط هر نفر 50 هزار تومان بود).

تو گنجنامه دیدن آبشار و کتیبه های هخامنشی ساعت 15:45 به پایان رسید و پیاده به رستوران عطر سیب گنجنامه رفتیم و ناهار
مبسوطی بر بدن زدیم و سپس با اتوبوس، از ساعت 19 تا 23:30 هنوز یکشنبه نشده خودمونو به ترمینال غرب تهران رسوندیم.
تو اتوبوس، گرچه خواب از چشمامون دل میربود، اما ترجیح خواب به جمعی چنین دشوار بود :(( بازم نشستیم پای مصاحبت تا
اینکه مجبور شیم از هم دل بکنیم :((

آبشار گنجنامه

پ.ن 1: حمل و نقل های درون شهری رو با اسنپ انجام می دادیم که هر بار باید چهار ماشین می گرفتیم. تفاوت قیمت دربست و
اسنپ بسیار مشهود بود. مسیر مشابه دربست 70 تومان چهار نفر را می برد، اسنپ حدود 25 تومان سه نفر را.
پ.ن 2 :مسئول پناهگاه آقای شیرخانی: 09188188806 .در زمانهای شلوغ حتما پیش از رفتن برای شبمانی باید رزرو کنید. نرخ بهمن 1401 ،35 هزار تومن به ازای هر خانم و 30 هزار تومان به ازای هر آقا بود. (به خانم ها تخت میدادن برای همین 5تومان)بیشتره!.
پ.ن 3: برای شرکت در این برنامه که سطحش متوسط هست، باید از قبل تجربه کوهپیمایی زمستانه با تجهیزات کامل یک روزه را
داشته باشید.

در زمستان تجهیزات بسیار مهم است و بادهای الوند حتی در خاموش ترین حالت ممکن به 30 کیلومتر بر ساعت می رسه.
این بادها در همین ماه بهمن تا 100 کیلومتر بر ساعت هم گزارش شدن. بررسی هواشناسی از دو هفته قبل از اجرای برنامه برای
تشخیص شرایط برف و بهمن ضروریه. برنامه ی ما قرار بود 27 و 28 بهمن انجام بشه اما به دلیل باد شدید یک روز به تعویق افتاد.
شنبه 29 بهمن مبعث و تعطیل بود.
پ.ن 4: این برنامه به صورت مشترک بین گروه کوهنوردی مکانیک دانشگاه امیرکبیر(کوهساران) و مجموعه ی زین پس برگزار شد.

به امید دیدار همه شما عزیزان در برنامه های کوهساران
سرپرست برنامه:مهشید یوسفی
نویسنده گزارش: یوسفی و قیداری
تاریخ برگزاری: 28و29 بهمن 1401

عضویت در خبر نامه

از چه برنامه هایی با خبر شوید؟

آیا می خواهید از انتشار مطالب زیر هم باخبر شوید؟

از چه طریقی با خبر شوید؟

10 + 8 =