اوایل مسیر دارآباد

سرانجام روز موعود فرا رسید. به دلایل گوناگونی، تنها 4 نفر قرار خود را بر حرکت در ساعت 4 صبح گذاشتند و باقی بچه ها ساعت 3 حرکت کردند. یکی از اعضا که خواب مانده بود نیز حرکت خود را با تیم دوم آغاز کرد. تا قله داراباد چندان شروع خوبی نداشتیم. تیم اول با سرعتی یکنواخت و پیوسته اما کندتر از پیشبینی قبلی به حرکت به سمت قله داراباد ادامه داد بطوری که باقی بچه های تیم دوم در میانه راه به تیم اول پیوستند.

منطقه نظامی دارآباد

قله دارآباد

درنهایت پس از گذشت 4 ساعت (نیم ساعت بیشتر از زمان پیشبینی شده) در ساعت 7 صبح تیم به قله داراباد رسید. حدود 30 دقیقه صرف صبحانه و استراحت شد و پس از آن گذر از تیغه های دارآباد را شروع کردیم. از همان ابتدا برای مسیریابی اندکی به مشکل خوردیم که در ادامه با مسیریابی مسئول فنی برنامه، مشکل حل شد. در ابتدا تیم با هیجان زیادی مسیر را به سرعت در پیش گرفته و بچه ها با روحیه ای بالا به دست و پنجه نرم کردن با سنگ های خشن مسیر تیغه مشغول شدند.

شروع تیغه ها

اما دیری نگذشت که تعداد زیاد افراد شرکت کننده، حمایت اعضا در عبور از نقاط حساس را به کاری وقتگیر و فرسایشی بدل کرده بود و موجب آن شد که برخلاف برنامه ریزی قبلی، کم کم فاصله زیادی بین یک گروه از بچه ها که همراه مسیریاب جلوتر رفته بودند و تعداد بیشتری از بچه ها که عقبتر بودند بیوفتد. به طوری که دیگر در اکثر اوقات تشخیص اینکه مسیریاب از کدام مسیر عبور کرده است سخت میشد و این نیز به چالش های برنامه افزوده و زمان بیشتری را از بچه ها صرف میکرد. برخلاف گزارش های قبلی که میگفت تا حد امکان از تراورس کردن پرهیز شود و از روی تیغه عبور کنید، این کار امکان پذیر نبود و گهگاهی مجبور به تراورس روی دامنه تیغه میشدیم. درکل برای عبور از این مسیر به بهترین شکل ممکن به یک راهنما که مسیر را رفته باشد نیاز دارید.

احتیاط شرط اول

احتیاط شرط اول

مسیر طولانی بود و گاهی عبور از سنگ ها احتیاط فراوانی را میطلبید. در ادامه گروه عقب تر نیز باز به دو تیم تقسیم شده و این فاصله ها، زمان استراحت را برای بچه های جلوتر بیش از حد طولانی و برای بچه های عقبتر بیش از حد کوتاه میکرد. ضمن انکه فشار مضاعفی روی بچه ها می­گذاشت تا خود را سریعتر به جلوی تیم برسانند. اوضاع یکی از بچه ها که تا قبل از داراباد نیز تحت فشار قرار داشت، چندان جالب نبود.

این مسیر در مجموع از 3 رشته تیغه تشکیل شده است. پس از عبور از دو رشته آن، در ساعت 10.30 صبح  به قله سیاه بند رسیدیم. مسئول فنی برنامه که با تعدادی از بچه ها منتظر باقی تیم نشسته بودند، به 3 نفر از اعضا که قصد صعود به چین کلاغ را داشتند گفت که جلوتر بروند تا از برنامه خود عقب نیوفتند. قرار بود مسئول فنی با بچه های کند تر بماند و سرپرست با اعضای تیم اصلی تا چین کلاغ برود.

اواخر رشته دوم تیغه ها

با پدیدار شدن تعدادی از بچه های تیم که جامانده بودند و قصد صعود به چین کلاغ را نیز داشتند، مجددا حرکت تیم اول به تعویق افتاد تا انها نیز خود را به تیم سه نفره برسانند. در نهایت 5 نفر از افراد حرکت خود را با سرعت بیشتری به سمت رشته سوم تیغه ها اغاز کردند اما وقفه های طولانی و دیر به دیر و عدم داشتن ریتم مناسب در حرکت، اثرات خود را نشان میداد. گذر از رشته سوم از دو رشته قبلی به مراتب آسان تر و دارای پاکوبی مشخص در سمت چپ آن و نه از روی خط الراس تیغه بود. اما خستگی در میزان سرعت حرکت بچه ها نمایان بود و هر لحظه نیز بیشتر میشد. به طوری که باقی افراد تیم نیز خود را به ما رساندند و تیمی که قرار بود روی تیغه پیویسته باشد و پس از آن به دو قسم تقسیم شود، حالا پس از گذر از تیغه یکپارچه شده بود و با سرعت ثابت و آرامی در حرکت بود. تنها 3 نفر هنوز عقب مانده بودند که دو نفر از آنها بخاطر آن عضو تیم که از عقب تر حال خوبی نداشت کنارش مانده بودند تا مشکلی برایش پیش نیاید. یکی از اعضا نیز مدتی بود که بسیار جلوتر در حال حرکت بود و دیگر در دیدرس ما قرار نداشت.

– و مسیری که تمامی نداشت – قلل لزون شرقی و غربی و توچال

در ادامه حدود ساعت 12.30 ظهر به نزدیکی قله لزون غربی و دوراهی پیازچال رسیدیم. در این نقطه از مسیر، دو نفر از افراد تیم به علت مساعد نبودن حالشان تصمیم به فرود به سمت چشمه پیازچال را گرفتند و دو نفر دیگر نیز آنها را همراهی کردند. باقی تیم حرکت خود را اهسته و پیوسته به سمت توچال ادامه داده و در نهایت در ساعت 3 بعد از ظهر به قله رسیدند. 3 نفر باقی مانده نیز با یکساعت تاخیر و در ساعت 4 بعد از ظهر خود را به توچال رساندند و همگی با تله کابین پایین رفتند. زمان پیشبینی شده قبل برنامه، برای رسیدن تیم اول به قله توچال، حدود ساعت 12 الی 1 ظهر بود.

در نزدیکی لزون

نکات قابل توجه برای اجرای این برنامه: اگر قصد صعود تا قله چین کلاغ را دارید، بهتر است تیم را کوچک و محدود نگهدارید. چرا که مدیریت اعضا و حفظ فاصله و ریتم مناسب حرکت بخصوص در طول مسیر تیغه کار دشواری است و بهم چسبیده نگه داشتن تیم نیز میتواند با توجه به احتمال ریزش سنگ، خطر افرین باشد. ضمن انکه تعدادی از بچه ها بخاطر ساعت حرکت دچار کم خوابی بیش از حد بودند و این موضوع نیز خود باعث کاهش انرژی آنها در طول مسیر شد. پس حتما از خواب کافی قبل از صعود بهره مند شوید.

عضویت در خبر نامه

از چه برنامه هایی با خبر شوید؟

آیا می خواهید از انتشار مطالب زیر هم باخبر شوید؟

از چه طریقی با خبر شوید؟

10 + 15 =