گزارش آخرین برنامه ها:
پیمایش املش
برنامهی پیمایش جنگلی املش ساعت ۰:۵۰ بامداد با حرکت مینیبوس از تهران آغاز شد. مسیر شبانه نسبتاً طولانی بود، اما…
پیمایش اوپرت
مسیر: روستای ملاده (سمنان) تا روستای میانا (مازندران)
تاریخ اجرا: چهارشنبه تا جمعه
مسافت پیمایش: حدود ۲۶ کیلومتر
چهارشنبه شب ساعت ۱۰ با مینیبوس از تهران به سمت سمنان حرکت کردیم؛ مسیری که ما را به مرز دو اقلیم متفاوت میبرد؛ جایی میان خشکی دشتهای سمنان و رطوبت جنگلهای مازندران…
قله عباسعلی
قرارمان ساعت ۴ صبح کنار درب ولیعصر بود.
مینیبوس از یک ربع به ۴ درب ولیعصر بود. دونه دونه بچهها میرسیدند، کیفها را در صندوق عقب میگذاشتند، جایی از اتوبوس را انتخاب میکردند و مستقر میشدند.
سریع جمع شدیم و حدود ۴:۱۰ حرکت کردیم.
پیمایش شهرستانک
صبح روز پنجشنبه ساعت ۶ صبح، اعضای گروه در مقابل درب ورودی دانشگاه امیرکبیر (ولیعصر) گرد هم آمدند. هوا در آن ساعت خنک و دلپذیر بود و وزش باد ملایمی در فضا احساس میشد. پس از حضور کامل اعضا و انجام هماهنگیهای لازم، رأس ساعت ۶:۳۰ حرکت گروه با اتوبوس آغاز شد. شور و هیجان آغاز سفر در میان شرکتکنندگان بهخوبی دیده میشد و گفتگوها و خندههای دوستانه، فضای صمیمی و پرنشاطی ایجاد کرده بود…
قله خرونرو
در نخستین ساعات بامداد، هنگامی که آسمان هنوز در آغوش تاریکی بود و نسیم خنک پاییزی از میان درختان روستای ورپی میوزید، گروهی از دوستان مشتاق و طبیعتدوست گرد هم آمدند تا سفری به دل کوهستان را آغاز کنند؛ سفری که قرار بود هم آزمونی برای توان جسم و روح باشد، هم فرصتی برای همدلی و تماشای شکوه طبیعت…
ماسوله به ماسال
قبل ساعت 8 صبح به ماسوله رسیدیم. در آنجا از مینی بوس پیاده شده و کوله ها را روی نیسان از قبل هماهنگ شده ای سوار کردیم و حدود 30 دقیقه مسیر خود را در جاده خاکی ماسوله ماجلان ادامه دادیم تا به ابتدای مسیر پیمایش رسیدیم. در ابتدای مسیر که کلبه ای سنگی محصور با فنس ها وجود داشت روی تپه ای نشستیم و به صبحانه پرداختیم از از دیدن مناظر زیبا لذت بردیم. ساعت 9 صبح، پیمایش 31 کیلومتری مسیر ما آغاز شد…
غار رود افشان
تیم ما صبح زود از مبدأ حرکت کرد و پس از طی مسیر تهران به سمت فیروزکوه تا روستای رودافشان، حدود ساعت ۸:۳۰ به محل پارکینگ غار رسید. از آنجا تا دهانهی غار حدود ۳۰ دقیقه مسیر پیادهروی با شیب ملایم و سنگچین وجود دارد. در طول مسیر، تابلوهایی برای راهنمایی گردشگران نصب شده است…
رکابزنی خصیل دشت
ساعتی پس از بار زدن دوچرخهها پشت وانت و حرکت به طرف رودسر، در مسیر یکی از خودروها پنچر شد و بهدلیل این تاخیر، حدود ساعت ۹ صبح پس از پارک خودروها، سوار مینیبوس شدیم تا از طریق کلاچای به سمت جنگل برویم. هدف ابتدایی این بود که از دو راهی اشکورات و داماش رکابزنی آغاز کنیم، اما با توجه به تاخیر، تصمیم گرفتیم مقداری بالاتر برویم تا از زمان عقب نمانیم…
گزارش جنگل الیمستان
ساعت ۲ بامداد، طبق قرار قبلی همهی اعضای تیم مقابل درب ولیعصر جمع شدیم. پس از شمارش نفرات و آمادهسازی وسایل، سوار مینیبوس شدیم و به سمت روستای زیبای الیمستان حرکت کردیم. مسیر شبانه با گفتوگو و شوخیهای دوستانه سپری شد و نهایتاً حدود ساعت ۶ صبح به مقصد رسیدیم.
گزارش تنگه خرماچال
ساعت یک بامداد، زمانی که تهران در خواب سنگینش غوطهور بود، جمعی از طبیعتگردان مشتاق، مقابل درب ولیعصر دانشگاه صنعتی امیرکبیر گرد هم آمدند. بذر یک ماجرای ناب در دل شب کاشته شده بود. سکوت شب با هیاهوی سلام و خوشوبشی شکسته شد و کاروان ما سوار بر مینیبوس معروف آقای باقری، راهی شمال شد.
گزارش برنامه های کوهنوردی:
قله عباسعلی
قرارمان ساعت ۴ صبح کنار درب ولیعصر بود.
مینیبوس از یک ربع به ۴ درب ولیعصر بود. دونه دونه بچهها میرسیدند، کیفها را در صندوق عقب میگذاشتند، جایی از اتوبوس را انتخاب میکردند و مستقر میشدند.
سریع جمع شدیم و حدود ۴:۱۰ حرکت کردیم.
گزارش دماوند ۱۴۰۴
اعضای تیم، چهارشنبه ۱۵ مرداد، ساعت ۱۲ شب در قالب سه ماشین مجزا از سه نقطه مختلف تهران به سمت روستای ناندل از توابع آمل حرکت کردند و حدود ساعت ۴:۳۰ صبح به روستا رسیدند. پس از ملحق شدن هر سه ماشین و رسیدن نیسانها، کولهها روی نیسانها بار زده شد و اعضای تیم کمکم با تعویض کفش، آماده شروع این صعود دو روزه شدند.
آزادکوه
ساعت ۱۲ ظهر، اعضا در محل قرار حاضر شدند. با وجود کمی تأخیر در رسیدن برخی دوستان و تأخیر مینیبوس، نهایتاً ساعت ۱۲:۴۵ آقای باقری با خودرو «رخش» به محل رسید. پس از بارگیری کولهها، گروه در ساعت ۱:۰۵ حرکت کرد.
در ساعت ۴:۱۵ به روستای نسن رسیدیم و ۴:۴۰ حرکت به سمت مسیر صعود آغاز شد. اولین توقف ساعت ۵:۵۱ در ارتفاع ۲۷۵۱ متری و در یک دشت باز کنار رودخانه انجام شد؛ همانجا صبحانه صرف شد و آفتاب کمکم از پشت کوهها سرک کشید…
توچال نهایی
برنامه صعود شبمانی به قله توچال در تاریخ ۹ و ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ با حضور اعضای گروه کوهنوردی دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار شد. حرکت تیم از پارکینگ توچال با چالشی غیرمنتظره آغاز شد…
قله کهار
ساعت ۱۱:۴۵ دقیقه پنج شنبه، طبق قرار قبلی، همگی در محل مقرر حضور بهم رساندیم و دیدن همدیگر باعث شد ذهن های خسته و آشفته مان پس از اوضاع نه چندان آرام کشورمان کمی در کنار هم آرام گیرد و دغدغه صعود قله و ماندن در کنار تیم، مارا از دیگر دغدغه های زندگی روزمره مان دور کرد که این خود موهبتی بود…
قله سبلان
حرکت گروه در ظهر چهارشنبه از تهران آغاز شد. اعضا با چند دستگاه خودروی شخصی مسیر طولانی تهران به اردبیل را طی کردند. با وجود مسافت زیاد، همراهی و تعامل مثبت اعضا، فضای دلنشینی را در طول مسیر ایجاد نمود. حدود ساعت ۲۱، اعضای گروه در رستوران محلی شهر لاهرود گرد هم آمدند و شام صرف شد. سپس به سمت منطقه آبگرم شابیل عزیمت نموده و در نزدیکی آن کمپ شبانه برپا گردید.
شایان ذکر است در طول شب، حضور چند قلاده خرس در اطراف کمپ مشاهده شد که با حفظ آرامش گروه و رعایت نکات ایمنی، مشکلی ایجاد نگردید و تجربهای خاص برای اعضا رقم خورد.
گزارش برنامه آبگیر گلدیان
بعد از گرم کردن مخصوص، بار هارا تقسیم کردیم و شروع به حرکت کردیم و در یک خط پشت هم بالا رفتیم. هوای آنجا گرم بود و در این مسیر به ندرت و هرچند وقت یک بار درخت دیده می شد. توربین های بادی منجیل قابل رویت بود که به نوعی آن منطقه مرزی بود که نه خیلی سرسبز و نه خیلی خشک بود.
پیمایش دارآباد به باغچه خلیل
قرار ما ساعت ۶ صبح در پارکینگ داراباد بود. هوا کاملا روشن و از نظر دما ملایم بود. با رسیدن بقیه اعضای گروه، ابتدا به معرفی یکدیگر پرداختیم و پس از گرم کردن بدن، راهی شدیم. اوایل مسیر، جاده صاف بود، اما پس از مدتی به مسیری شیب دار و سنگی رسیدیم. از همان ابتدا، شیب ملایمی وجود داشت که پس از چند دقیقه ما را به یک کافه رساند. از کنار کافه عبور کردیم و در مسیر عمومی کوهپیمایی به راه خود ادامه دادیم. در بخشی از مسیر، از روی یک پل آهنی که بر روی رودخانه قرار داشت گذشتیم. ساعت ۷:۳۰ به محل صبحانه رسیدیم. در مکانی زیبا و سرسبز زیر درختان، مشغول آماده سازی صبحانه شدیم. این کار به صورت تیمی انجام شد و پس از آن، راه خود را ادامه دادیم. در قسمت هایی از مسیر دورنمایی از شهر تهران نیز دیده می شد. در ادامه ی راه از کنار چند چشمه گذشتیم و چند بار نیز از عرض رودخانه عبور کردیم تا اینکه حدود ساعت ۹:۴۵ به کنار آبشار چال مگس رسیدیم…
گزارش برنامه آبشار اسکلیم
چهارشنبه شب ساعت 23 و ۴۵ در خیابان بزرگمهر دور هم جمع شدیم و مینی بوس حرکت خودش رو شروع کرد. یک ساعتی رو با هم داخل مینی بوس وقت گذروندیم و بعد به توصیه سرپرست همگی داخل ماشین خوابیدیم تا برای پیمایش فردا انرژی کافی داشته باشیم، در طی مسیر چند باری از خواب بیدار شدم و هر بار که پرده جلوی پنجره مینی بوس رو کنار میزدم منظره ای منو محو خودش میکرد، از نیمه شب و درخشش ستاره ها تو اسمون بگیر و لحظه ی توقف ساعت ۴ برای نماز صبح و بعدش طلوع و دیدن قطره های بارون روی شیشه ی مینی بوس و مه و حرکت ابر ها و سبزی درخت ها همگی نمیذاشتن خواب طولانی بشه و چشم ها روی این مسیر بسته بمونه…
گزارش برنامه درفک
چهارشنبه شب ساعت 23:45 دقیقه از تهران (میدان آزادی) در قالب گروه های سه نفری با تاکسی بین شهری (ماکسیم) به سمت شهر رشت حرکت کردیم. در مسیر جاده بره سر- توتکابن در روستای توتکابن در پمپ بنزین خانی پیاده شدیم و پس از مدت کمی انتظار برای رسیدن نیسان ها و رسیدن سایر اعضای تیم، سوار نیسان شدیم و به سمت ابتدای مسیر حرکت کردیم. پس از خوردن صبحانه در هوای مطبوع و دلچسب و منظره زیبای بهاری، مراسم معارفه را پس از گرم کردن انجام داده و سپس با برداشتن کوله ها ساعت 8:30 شروع به حرکت کردیم. مسیر بسیار زیبا و با شیب مثبت را طی کردیم. در طول مسیر قطره های کوچک باران کم و بیش به صورتمان میخورد و باد سردی و پرقدرتی می وزید. حدود ساعت 10:14 به چشم اندازی بسیار زیبا رسیدیم که از بالا اشراف کاملی به جنگل های متراکم داشت. گروه مدتی را با دیدن این مناظر دلچسب سپری کرده و پس از خوردن تنقلات و آب و کمی استراحت و گرفتن عکس به مسیر خود ادامه داد.
گزارش برنامه های کمپینگ و سفر:
پیمایش اوپرت
مسیر: روستای ملاده (سمنان) تا روستای میانا (مازندران)
تاریخ اجرا: چهارشنبه تا جمعه
مسافت پیمایش: حدود ۲۶ کیلومتر
چهارشنبه شب ساعت ۱۰ با مینیبوس از تهران به سمت سمنان حرکت کردیم؛ مسیری که ما را به مرز دو اقلیم متفاوت میبرد؛ جایی میان خشکی دشتهای سمنان و رطوبت جنگلهای مازندران…
قله خرونرو
در نخستین ساعات بامداد، هنگامی که آسمان هنوز در آغوش تاریکی بود و نسیم خنک پاییزی از میان درختان روستای ورپی میوزید، گروهی از دوستان مشتاق و طبیعتدوست گرد هم آمدند تا سفری به دل کوهستان را آغاز کنند؛ سفری که قرار بود هم آزمونی برای توان جسم و روح باشد، هم فرصتی برای همدلی و تماشای شکوه طبیعت…
ماسوله به ماسال
قبل ساعت 8 صبح به ماسوله رسیدیم. در آنجا از مینی بوس پیاده شده و کوله ها را روی نیسان از قبل هماهنگ شده ای سوار کردیم و حدود 30 دقیقه مسیر خود را در جاده خاکی ماسوله ماجلان ادامه دادیم تا به ابتدای مسیر پیمایش رسیدیم. در ابتدای مسیر که کلبه ای سنگی محصور با فنس ها وجود داشت روی تپه ای نشستیم و به صبحانه پرداختیم از از دیدن مناظر زیبا لذت بردیم. ساعت 9 صبح، پیمایش 31 کیلومتری مسیر ما آغاز شد…
گزارش جنگل الیمستان
ساعت ۲ بامداد، طبق قرار قبلی همهی اعضای تیم مقابل درب ولیعصر جمع شدیم. پس از شمارش نفرات و آمادهسازی وسایل، سوار مینیبوس شدیم و به سمت روستای زیبای الیمستان حرکت کردیم. مسیر شبانه با گفتوگو و شوخیهای دوستانه سپری شد و نهایتاً حدود ساعت ۶ صبح به مقصد رسیدیم.
گزارش تنگه خرماچال
ساعت یک بامداد، زمانی که تهران در خواب سنگینش غوطهور بود، جمعی از طبیعتگردان مشتاق، مقابل درب ولیعصر دانشگاه صنعتی امیرکبیر گرد هم آمدند. بذر یک ماجرای ناب در دل شب کاشته شده بود. سکوت شب با هیاهوی سلام و خوشوبشی شکسته شد و کاروان ما سوار بر مینیبوس معروف آقای باقری، راهی شمال شد.
گزارش سیبان دره
حدود ساعت ۴ صبح، از محل قرار، مقابل درب ولیعصر دانشگاه امیرکبیر به راه افتادیم و راهی جاده شدیم. محل روستا کمی جلوتر از کردان و به نسبت به تهران نزدیک بود (حدود یک ساعت و نیم الی دو ساعت راه). جای تعجب و خوشحالی داشت که چنین بهشتی روی زمین، هنوز خیلی شناخته شده نیست و شلوغی و زبالههای گردشگرها به آن آسیب نزده است.
قله سبلان
حرکت گروه در ظهر چهارشنبه از تهران آغاز شد. اعضا با چند دستگاه خودروی شخصی مسیر طولانی تهران به اردبیل را طی کردند. با وجود مسافت زیاد، همراهی و تعامل مثبت اعضا، فضای دلنشینی را در طول مسیر ایجاد نمود. حدود ساعت ۲۱، اعضای گروه در رستوران محلی شهر لاهرود گرد هم آمدند و شام صرف شد. سپس به سمت منطقه آبگرم شابیل عزیمت نموده و در نزدیکی آن کمپ شبانه برپا گردید.
شایان ذکر است در طول شب، حضور چند قلاده خرس در اطراف کمپ مشاهده شد که با حفظ آرامش گروه و رعایت نکات ایمنی، مشکلی ایجاد نگردید و تجربهای خاص برای اعضا رقم خورد.
پیمایش آذربایجان غربی
سهشنبه شب ساعت ۸ قرار بود دور هم جمع شویم اما تا حرکت کنیم ساعت حدود ۸:۴۵ شده بود. برنامه با برنامههای مفرح شروع شد. ساعت ۱۱:۲۰ در یکی از مراکز رفاهی توقفی ۲۵ دقیقهای داشتیم و پس از آن دوباره حرکت کرده و نهایتا ساعت ۸:۳۰ صبح به مهاباد رسیدیم. در ادامه وسایل خود را سوار دو مینی بوس کرده و برای صرف صبحانه حرکت کردیم. پس از تهیهی وسایل لازم برای صبحانه توسط افراد، ساعت حدود ۱۰:۲۰ توانستیم کنار سد مهاباد صبحانهی گروهی را داشته باشیم. ساعت ۱۱:۲۰ وسایل خود را از کنار سد جمع کرده و به سمت غار سهولان با مینیبوسها به راه افتادیم. پس از تهیهی بلیط و بازدید از غار، گروه گروه سوار قایق شده و در غار گشت زدیم و از زیباییهای آن لذت بردیم.
گزارش برنامه آبگیر گلدیان
بعد از گرم کردن مخصوص، بار هارا تقسیم کردیم و شروع به حرکت کردیم و در یک خط پشت هم بالا رفتیم. هوای آنجا گرم بود و در این مسیر به ندرت و هرچند وقت یک بار درخت دیده می شد. توربین های بادی منجیل قابل رویت بود که به نوعی آن منطقه مرزی بود که نه خیلی سرسبز و نه خیلی خشک بود.
گزارش برنامه درفک
چهارشنبه شب ساعت 23:45 دقیقه از تهران (میدان آزادی) در قالب گروه های سه نفری با تاکسی بین شهری (ماکسیم) به سمت شهر رشت حرکت کردیم. در مسیر جاده بره سر- توتکابن در روستای توتکابن در پمپ بنزین خانی پیاده شدیم و پس از مدت کمی انتظار برای رسیدن نیسان ها و رسیدن سایر اعضای تیم، سوار نیسان شدیم و به سمت ابتدای مسیر حرکت کردیم. پس از خوردن صبحانه در هوای مطبوع و دلچسب و منظره زیبای بهاری، مراسم معارفه را پس از گرم کردن انجام داده و سپس با برداشتن کوله ها ساعت 8:30 شروع به حرکت کردیم. مسیر بسیار زیبا و با شیب مثبت را طی کردیم. در طول مسیر قطره های کوچک باران کم و بیش به صورتمان میخورد و باد سردی و پرقدرتی می وزید. حدود ساعت 10:14 به چشم اندازی بسیار زیبا رسیدیم که از بالا اشراف کاملی به جنگل های متراکم داشت. گروه مدتی را با دیدن این مناظر دلچسب سپری کرده و پس از خوردن تنقلات و آب و کمی استراحت و گرفتن عکس به مسیر خود ادامه داد.
گزارش برنامه های دوچرخه سواری:
رکابزنی خصیل دشت
ساعتی پس از بار زدن دوچرخهها پشت وانت و حرکت به طرف رودسر، در مسیر یکی از خودروها پنچر شد و بهدلیل این تاخیر، حدود ساعت ۹ صبح پس از پارک خودروها، سوار مینیبوس شدیم تا از طریق کلاچای به سمت جنگل برویم. هدف ابتدایی این بود که از دو راهی اشکورات و داماش رکابزنی آغاز کنیم، اما با توجه به تاخیر، تصمیم گرفتیم مقداری بالاتر برویم تا از زمان عقب نمانیم…
رکابزنی ویسر به نوشهر
ساعت ۱ جمعه صبح روبروی در ولیعصر دانشگاه جمع شدیم و بعد از حدود نیم ساعت دوچرخه ها را بار زده و راه افتادیم. حدود ساعت ۵:۳۰ به مرزن آباد رسیدیم و بعد از استراحتی به سمت روستای ویسر حرکت کردیم. پس از خوردن صبحانه ای مختصر به روستا رسیدیم و آماده شروع برنامه شدیم…
گزارش برنامه رکابزنی تهرانگردی
ساعت 10 صبح جمعه طبق قرار توی پارک فدک (ایسگاه دوم) دور هم جمع شدیم.
در همین هنگام افرادی که قصد اجاره دوچرخه داشتند از همان جا برای خودشان دوچرخه اجاره کردند و در طول مسیر حرکت خودمان را شروع کردیم.
گزارش رکابزنی چیتگر
قرار بر این بود که ساعت 9 در یکی از ورودی های دریاچه که کیوسکی برای کرایه دوچرخه هم بود، برویم. وقتی همه جمع شدیم معارفه ای انجام شد و همدیگر را خوب شناختیم و سپس شروع به گرم کردن کردیم. در اطراف دریاچه تعداد زیادی کیوسک برای کرایه دوچرخه بود.
گزارش برنامه کلاریجان به لفور
پنج شنبه ساعت ۳:۳۰ صبح با سه عدد خودرو و یک وانت به سمت روستای کلاریجان حرکت کردیم. تقریبا ۳ ساعتی در راه بودیم و به مسجدی در روستا کلاریجان رسیدیم. باتوجه به اینکه هوا سرد بود و دوچرخه ها نرسیده بودند یک ساعتی را در مسجد به خوردن صبحانه و استراحت پرداختیم.
گزارش رکابزنی چیتگر
زمان قرار ساعت 8:30 صبح جمعه در نزدیک دریاچه چیتگر و نزدیک بام لند بود. حدود ساعت 9 دوستان جمع شدند. در ادامه نکاتی در مورد سیستم دنده، ترمز، لوازم همراه مورد نیاز برای دوچرخه سواری و نکات ایمنی توضیح داده شد. سپس تعدادی از نفرات برای کرایه دوچرخه به کیوسک دوچرخه مراجعه کردند.
رکابزنی کارمزد به لفور
رکابزنی ویسر به نوشهر
سفر ما حدودا ساعت 11 شب روز پنجشنبه 14 اردیبهشت با جمع شدن بچه های تیم سر محل قرار شروع شد .اتوبوس حدود ساعت 12:3۰ به ما رسید و بارگیری دوچرخه ها بعد از آماده کردن دوچرخه ها برای بارگیری شروع شد..
رکابزنی آهار به دهتنگه
قرار مان در ابتدا ، ساعت 7:30 بودکه با توجه به تاخیر نیسان ، در نهایت ساعت 8:15 همگی در میدان اصلی روستای آهار جمع شدیم..
گزارش رکاب زنی ایذه
سهشنبه 15 اسفند ساعت 7 عصر ترمینال جنوب قرار داشتیم. چون به تعدادمون در یک اتوبوس بلیط نبود، دو تا اتوبوس گرفتیم و بچهها تقسیم شدند…